سال روز تغییر قبله مسلمانان از مسجدالاقصی به کعبه ی معظمه
یک نقل تاریخی حکایت از آن دارد که حکم تغییر قبله در وسط نماز ابلاغ شد و نمازگزاران دو رکعت از نماز ظهر را به سوی بیت المقدس و دو رکعت بعدی را به سوی کعبه خواندند.
تصور گردش در میانه نماز قدری دشوار به نظر می رسد؛ گرچه ممکن است تصور کرد که هم گردش نود درجه ای بوده و هم انتقال از موضعی به موضع دیگر.
در روایتی که ابن نجّار نقل کرده، آمده است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به زیارت زنی از بنی سلمه با نام امّ بِشْر ـ دختر براء بن معرور ـ رفت. (این زمان به تازگی فرزند او بشر درگذشته بود). امّ بشر طعامی برای آن حضرت فراهم کرد. وقتی ظهر شد، حضرت با اصحاب خود در محل این مسجد نماز خواند. پس از سپری شدن دو رکعت نماز، به رسول خدا(صلی الله علیه وآله)امر شد تا به سمت کعبه بایستد. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به سمت کعبه برگشت و به همین دلیل آن مسجد را مسجد قبلتین گفتند.1
در نقلی آمده که مردها به جای زنان و زنان به جای مردان نقل مکان کردند.2
خبر دیگری حکایت از آن دارد که حکم تغییر قبله میان نماز ظهر و عصر بود؛ به طوری که نمازگزاران نماز ظهر را به سوی بیت المقدس و نماز عصر را به سمت کعبه خواندند.
مکان تغییر قبله
در این باره نیز که در وقت تغییر قبله، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در مسجد قبلتین نماز می خوانده یا مسجدالنبی، دو روایت مختلف وارد شده است.
یک روایت ـ که متن آن گذشت ـ این است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در مسجد قبلتین نماز می خواند و از این جهت آن را قبلتین نامیده اند.
در روایت دیگری آمده است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در مسجد خود ـ مسجد النبی ـ نماز می خواند و عده ای نیز در مسجد قبلتین به نماز مشغول بودند. پس از تغییر قبله، در میان نماز، خبر تغییر قبله به آنان رسید و آنها به سوی کعبه برگشتند؛ به طور معمول، مورّخان این نظریه را که تغییر قبله زمانی بود که حضرت در مسجد قبلتین نماز می گزارد را پذیرفته اند.
1-. ↑ اخبار مدینة الرسول، ص۱۱۵.۵
2. ↑ مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۴.
نام کتاب : آثار اسلامي مکّه و مدينه نویسنده : رسول جعفريان
جلد : 1
صفحه : 304

علت تغيير قبله مسلمانان از مسجد القصي به كعبه چه بوده است؟
بحث تغيير قبله و دلايل آن در تفاسير مختلف آمده است که ما دو نمونه را ذکر مي کنيم:
1. در تفسير نمونه ذيل آيه 142 سوره مبارکه بقره آمده است:
تغيير
قبله يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام كه موجى عظيم در ميان مردم به وجود
آورد؛ پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مدت سيزده سال پس از
بعثت در مكه، و يك سال و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى
((بيت المقدس)) نماز مى خواند، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان
مأمور شدند به سوى ((كعبه)) نماز بگذارند.
مسلمانان در اين مدت مورد
سرزنش يهود قرار داشتند چرا كه بيت المقدس در اصل قبله يهود بود آنها به
مسلمانان مى گفتند: اينان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى
خوانند، و اين دليل آن است كه ما بر حقيم.
اين گفتگوها براى پيامبر
اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يكسو مطيع فرمان خدا بودند، و از سوى
ديگر طعنه هاى يهود از آنها قطع نمى شد، براى همين جهت پيامبر (صلى اللّه
عليه و آله و سلم ) شبها به اطراف آسمان نگريسته و منتظر راه چارهاي از سوي
پروردگار عالميان بود تا از دست طعنه هاي يهوديان خلاصي يابد.مدتى از اين
انتظار گذشت تا اينكه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو
ركعت نماز ظهر را در مسجد بنى سالم به سوى بيت المقدس خوانده بود جبرئيل
ماءمور شد پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را به سوى كعبه بگرداند.
يهود
از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جوئى و
ايراد گيرى پرداختند. آنها قبلا مى گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم ، چرا
كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور
تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد زبان به اعتراض گشودند.
چرا اينها از
قبله پيامبران پيشين رو گردان شدند؟ اگر قبله اول صحيح بود اين تغيير چه
معنى دارد؟ و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس
نماز خوانديد ؟!
خداوند به پيامبرش دستور ميدهد به آنها بگو شرق و غرب
عالم از آن خداست ، هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند)) (قل لله
المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراط مستقيم ).
اين يك دليل قاطع و
روشن در برابر بهانه جويان بود كه بيت المقدس و كعبه و همه جا ملك خدا است ،
اصلا خدا خانه و مكانى ندارد، مهم آن است كه تسليم فرمان او باشيد هر جا
خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدس و محترم است ، و هيچ مكانى بدون
عنايت او داراى شرافت ذاتى نمى باشد.
و تغيير قبله در حقيقت مراحل
مختلف آزمايش و تكامل است و هر يك مصداقى است از هدايت الهى ، او است كه
انسانها را به صراط مستقيم رهنمون مى شود.» (تفسير نمونه ، جلد 1، صفحه 480 و 481)
2. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل همين آيه چنين مي نگارند:
«قبله
قرار گرفتن ، خانه اى از خانه ها چون كعبه ، و يا بنائى از بناها چون بيت
المقدس ، و يا سنگى از سنگها چون حجر الاسود، كه جزء كعبه است ، از اين جهت
نيست كه خود اين اجسام برخلاف تمامى اجسام اقتضاى قبله شدن را دارد، تا
تجاوز از آن ، و نپذيرفتن اقتضاى ذاتى آنها محال باشد، و در نتيجه ممكن
نباشد كه حكم قبله بودن بيت المقدس دگرگون شود و يا لغو گردد.
بلكه
تمامى اجسام و بناها و جميع جهات از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و بالا و
پائين در نداشتن اقتضاى هيچ حكمى از احكام برابرند، چون همه ملك خدا هستند،
هر حكمى كه بخواهد و بهر قسم كه بخواهد و در هر زمان كه بخواهد در آنها مى
راند، و هر حكمى هم كه بكند بمنظور هدايت خلق ، و بر طبق مصلحت و كمالاتى
است كه براى فرد و نوع آنها اراده مى كند، پس او هيچ حكمى نمي كند مگر به
خاطر اين كه بوسيله آن حكم ، خلق را هدايت كند، و هدايت هم نمى كند، مگر
بسوى آنچه كه صراط مستقيم و كوتاه ترين راه بسوى كمال قوم و صلاح ايشان
است».(ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه :479 و 480)
توضيح بيشتر نيازمند توجه به امور زير است:
1. بر اساس آيات و روايات، کعبه از زمان پيدايش زمين مکان مبارک و مورد عنايت بوده است قرآن کريم در اين مورد مي فرمايد: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمينَ؛
در حقيقت نخستين خانهاى كه براى مردم نهاده شده همان است كه در مكه است و
مبارك و براى جهانيان هدايت است.» (1) طبق برخي از روايات حضرت آدم(ع)
خانه کعبه را بنا کرد و خود بر گرد آن طواف کرد.(2) بنابراين کعبه اولين
معبد جهاني و قديمي ترين مرکز توحيد، و قبله همه پيامبران الهي از حضرت
آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) بوده است.
لکن به خاطر مصالحي در ابتداي طلوع خورشيد اسلام به طور موقت بيت المقدس به عنوان قبله مسلمين قرار مي گيرد:
2.
آزمايش الهي: با توجه به اين که کعبه متعلق به اعراب ومورد احترامشان بود و
آن را سرمايه معنوي نژاد خود مي دانستند و انتظار داشتند که در آيين اسلام
نيز، کعبه به عنوان قبله انتخاب شود و مسلمانان به سوي کعبه نماز بخوانند،
نماز خواندن به سوي بيت المقدس مشکل و بر خلاف عادت بود و لذا تعبد و
ايمان خاصي را مي طلبيد و مي توانست درجه ايمان و تسليم اعرابي را که
مسلمان مي شدند نشان دهد. يعني در واقع يک امتحان و آزمون براي سنجش مؤمن
واقعي از غير مؤمن بود، قرآن کريم با صراحت اين مطلب را بيان مي دارد: «وَ
ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي كُنْتَ عَلَيْها إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ
يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ؛ ما آن
قبله اي را که قبلا بر آن بودي (بيت المقدس)، تنها براي اين قرار داديم که
افرادي که از رسول خدا پيروي مي کنند، از آنها که به جاهليت باز مي گردند
باز شناخته شوند.»(3)
در روايتي از امام عسکري(ع) نيز اين فلسفه بيان
شده است: «مردم مکه هواي قبله شدن کعبه را داشتند و خداوند با قبله قرار
دادن بيت المقدس امتحانشان کرد، تا معلوم شود چه کسي بر خلاف هواي نفس خود،
رسول خدا را پيروي مي کند.»(4)
3. کعبه در آن زمان کانون بت هاي مشرکان
بود، در حالي که مهم ترين و اولين پيمان دين اسلام مبارزه با بت پرستي و
دعوت به پرستش خداي يگانه بود، لذا به مسلمانان دستور داده شد، موقتا به
سوي بيت المقدس -پايگاه دين توحيدي و معتقدان به توحيد- نماز گزارند تا از
شائبه هر گونه توجه به بت ها مبرا باشند و به اين ترتيب صفوف خود را از
مشرکين جدا سازند و روح تسليم مطلق در برابر فرمان حق و توحيد را در وجود
خود نهادينه کنند اما هنگامي که به مدينه هجرت کردند و تشکيل حکومت و ملتي
دادند و صفوف آنها از ديگران کاملا مشخص گرديد و از امتحان الهي سربلند و
پيروز بيرون آمدند ديگر ادامه اين وضع ضرورت نداشت، در اين هنگام به سوي
کعبه قديمي ترين مرکز توحيد و پر سابقه ترن کانون انبياء باز گشتند.
4.
به هر حال حکم قبله قرار گرفتن بيت المقدس از احکام موقتي بود ه با تمام
شدن مصالح موقتش آن حکم نيز به پايان رسيد و لذا پيامبر(ص) انتظار مي کشيد
که فرمان تغيير قبله صادر شد تا اين که در نيمه شعبان سال دوم هجري دستور
تغيير قبله نازل شد: «قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها؛
نگاه هاي انتظار آميز تو را به سوي آسمان (براي تغيير قبله ) مي بينم،
اکنون تو را به سوي قبله اي که از آن خشنود باشي باز مي گردانيم.»
از اين آيه استفاده مي شود که بيت المقدس قبله موقت مسلمان ها بوده است که پيامبر(ص) انتظار پايان يافتن آن را مي کشيد.
5. مسدود شدن زبان مخالفان
قرآن کريم يکي از رازهاي بزرگ تغيير قبله را اتمام حجت بر مخالفين اسلام ذکر مي کند: «لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ»؛(6)
يکي از مفسران در توضيح اين آيه مي فرمايد: «اگر قبله تغيير نمي يافت -قطع
نظر از مصالح که در تغيير قبله بود و به آن اشاره شد- زبان مخالفان بر روي
مسلمانان باز مي شد، از يک طرف يهود مي گفتند ما در «تورات» خوانده ايم
نشانه اين پيامبر نماز خواندن به دو قبله است و اين علامت در او نيست و از
سوي ديگر مشرکان ايراد مي کردند که او براي احياي آئين ابراهيم آمده است پس
چرا خانه کعبه را که نخستين خانه توحيد است فراموش کرده است، در اين جا
تغيير قبله زبان هر دو را بست.»(7)
-----------------------------
1. آل عمران، 96.
2. فروع کافي، ج 4، ص 198.
3. بقره، آيه 143.
4. به نقل از ترجمه الميزان، ج 1، ص 495
5. بقره، آيه 144
6. بقره، آيه 150
7. مکارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1364، ج 1، ذيل آيه فوق.
بر گرفته از : http://porseman.org/q/show.aspx?id=89427#